خلاصه ای نوشتاری از سی دی کج فهمی

خلاصه ای نوشتاری از سی دی کج فهمی

🔰خلاصه سی دی کج فهمی ۱
🔸 هیچ ؛
ما هیچ بودیم و هیچ هستیم؛ استاد میگویند که نمی‌دانند هیچ بودن یعنی همه چیز!
اما هیچ بودن از روی ناامیدی و ناتوانی نشان بدختی است. اما یه وقتی هست که این هیچ بودن از روی خالی شدن است، از روی دانایی است و در ادامه به جایی میرسد که می فهمد در مقابل نظام هستی هیچ است و این  یعنی تسلیم خداوند بودن. یعنی همه چیز!
🔸کج فهمی؛
چرا ما دچار کج فهمی در مورد جهان هستی هستیم؟
چون دنبالش نیستیم که اصلا بفهمیم جهان چه هست . یعنی چی که جهان بر مبنای اضداد بنا شده است؟ اگر ما بفهمیم که جهان بر مبنای اضداد بنا شده است و این موضوع را عمیق درک کنیم آنوقت میبینیم که مشکلات بخش طبیعی از حیات است. یعنی طبیعی است که بالا و پایین  داشته باشد.
🔸چطور به زندگی نگاه می کنیم.
خیلی وقت ها مشکل از کج فهمی ما است و این بستگی دارد که ما نظام هستی را از چه جایگاهی نگاه می کنیم. یه وقتی است که از جایگاه زندگی خودمان نگاه می کنیم . یعنی نگاه می کنیم که اتفاقی که افتاد به من آسیب زد یا به من سود رساند . این یک جور نگاه به جهان هستی است . یه وقتی از جایگاه های بالاتر نگاه می کنیم .اهداف بزرگ‌تری رو نگاه می کنیم که آیا جهان هستی یا خداوند و یا آن معمار بزرگ هدفی را دنبال می کند و اگر هدفی را دنبال می کند آن چیست و یا فقط این هست که من احسان از زندگیم راضی باشم؛ در خوشحالی باشم یا هدف بزرگ‌تری دنبال میشود. این برمیگردد به ما که چطور نگاه کنیم.
 🔸داستانی از سعدی؛
سعدی داستانی دارد که میگوید مورچه هایی در کاخ سلطان زندگی میکنند. مورچه ها اصلا خبر ندارند سلطان چه کسی است! اصلا مملکت داری چه هست؟ مورچه ها دنبال دانه و روزی خودشان هستند.
ما انسان ها مورچه هایی  هستیم در کاخ سلطان.!
🔸انسان مختار الخطاست؛
گروهی معتقدند که انسان جایز الخطاست. بعد از آن  گروهی گفتند ممکن الخطاست و بعد آقای مهندس گفتند مختار الخطاست.
رسم تمام خط و خطوط به دست انسان سپرده شده است. انسان اختیار کامل دارد و هر چه قدر که دلش بخواهد می تواند خطا کند. در این خطا کردن هم به خودش آسیب می زند و هم به اطرافیان.
انسان هر چقدر در جایگاه بالاتری باشد خطایی که انجام می دهد به افراد بیشتری صدمه میزند.
🔸 این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا؛
هر کاری که ما میکنیم نتیجه اش به خودمان باز خواهد گشت. یک وقتی هست که انسان ها این را می شنوند و میگن خیلی خوبه و درسته اما یه وقتی هست که شما این را در زندگیتان جاری می کنید. اگر انسانی متوجه این قانون بشود آنوقت میتواند در زندگی اش خوشبختی را لمس کند.
🔸پس انداز؛
ما پس انداز انجام میدیم که در آینده به مشکلات برخورد نکنیم . پس انداز این نیست که من باید حتما خیلی دارا باشیم . اگر هر دو روزی یک قرص نان بدست میارید بخشی از آن را باید پس انداز کنیم. فکری که درگیر مسائل مالی باشد اصلا نمیتواند به شکوفایی برسد .
🔸 شفاخانه نه بیمارستان؛
بیماران اعتیاد نیاز به بستری ندارند. آن ها نیاز دارند به یک علم و آگاهی تا خودشان را درمان کنند. امروزه ما میبینیم که از مصرف کنندگان مواد مخدر چه هزینه هایی گرفته می شود که آن ها را بستری کنند یا روی تخت بیمارستان سم زدایی کنند و بعد یه مشت قرص به خوردشان می دهند و بصورت آدم های کاملا نامتعادل و قرصی رهایشان می کنند.
🔸 برای درمان اعتیاد نیاز به یک حکیم مخصوص داریم؛
گفتیم که اعتیاد سه ضلع جسم، روان و جهان بینی است. کسی که میخواهد اقدام کند برای درمان اعتیاد باید هر سه ضلع رو بشناسه. یعنی باید بداند که جسم چگونه است. کجای جسم خراب شده است که خماری بوجود آمده و بداند  که چه چیزی را میخواهد درست کند.
در مورد روان انسان بداند. این ترس ها و حس ها چگونه کار میکند.
از نظر جهان بینی نگاه صحیحی به دنیا و زندگی و حیات انسان داشته باشد . درباره فلسفه وجودی انسان بداند . صور پنهان انسان رو بشناسد و کسی که این سه ضلع را آشنا باشد میشود حکیمی که می تواند درمان اعتیاد را انجام دهد.
🔸از تار مو تا طناب را توجه کنید؛
ما تنها هستیم. این که ما در جمع هستیم توهم است. دیگران هستند، همکاری می کنند اما در نهایت اصل ماجرا به عهده خود انسان است و انسان باید حتما رشد کند. استاد آقای مهندس اشاره می کنند که از تار مو تا طناب را توجه کنید و این دارد اشاره میکند که از جزئی ترین مسائل زندگی تا وسیع ترین مسائل زندگی را هر انسانی باید مورد توجه قرار بدهد تا بتواند خودش را مدیریت کند . انسان های امروزی هیچ مدیریتی روی زندگیشان ندارند. کسی که سیگار میکشد مدیریتی در زندگی نمیتواند داشته باشد . چون دارد خودش را نابود میکند این ساده ترین چیز است . شما میخواهید زنده بمانید و سیگار چیزی است که شما را از بین میبرد.
 اکثر انسان ها در این دوران شبیه ربات شدند . از صبح تا شب یک کار را تکرار می کنند. به هیچ مسئله ای هم فکر نمی کنند . اندیشه هم هیچ پیشرفتی نمی کند. اما بچه هایی که دنبال جهان بینی هستند باید حتما تفکر از درون خودشان را شروع کنند. به زندگی خودشون نگاه کنند. ما باید یاد بگیریم به خودمون نگاه کنیم نه به دیگران. دیگران مهم نیستند من باید خودم را نگاه کنم و مسائل خودم را بتوانم حل کنم.
تهیه و تنظیم: مسافر کامران

اشتراک گذاری پست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


پشتیبانی